آزمون توهم

آزمون 3

آزمون شماره ۳
آزمون پایانی فصل اول
📖صفحات ۶۸تا۷۷
📘کتاب توهم بی خدایی

1⃣سوال یک:
ارکان تکامل، تمایز تکاثر و انتخاب طبیعی است. تمایز، به معنی تفاوت های بین موجودات است و یکی از ارکان مهم تکامل است. جالب اینجاست که با گسترش تکامل، به دلیل وجود زاد و ولد(تکاثر)، تمایز، بیشتر و بیشتر میشود. مثلا از سلول ساده تا رسیدن به مغز دارای میلیاردها سلول، این فرایند افزایش تمایز، کاملا مشخص است.

ایجاد تمایزهای بیشتر، نتیجه فرایند زاد و ولد و تمایز اولیه است. بر این اساس، کاملا مورد انتظار است گونه های متفاوتی در سیر تکامل ایجاد شود. چرا محمد شیرازی در نقد تکامل، و برای رد آن، به مواردی تکیه میکند که در تضاد با ساده ترین مفاهیم تکامل از جمله افزایش تدریجی تمایز است؟

و آیا از جوان مسلمانی که رهبر و مرجع او، چنین بی پروا قلم میزند انتظار هست بر دین اسلامی- که مدعی مرجعیت اعلای آن، چنین فردی است- اعتماد کند؟

2⃣سوال دو:
آیا تکامل بر اساس تفاوتهای ظاهری است با بر اساس تفاوت ها و تمایزهای ژنتیکی؟

3⃣سوال سه:
اولین دانشمندی که توانست نخستین سلول زنده را از عناصر غیر زنده بسازد چه کسی بود؟ و این مطلب چگونه نقش بزرگ انسان را در نسلهای آینده نشان می‌دهد؟

4⃣سوال چهار:
در سطح زیراتمی آیا امکان تبدیل عناصری مانند آهن و مس و کربن و … به هم وجود دارد؟ و نمونه کنونی این تبدیلها در زمان حاضر کجاست؟

5⃣سوال پنج:
چرا خدا موجودات را در لایه های مختلف زمین، جای داده است به گونه ای که هر چه لایه ها قدیمی تر باشد موجودات ساده تری را در بر می گیرد؟ آیا خدا مثلا می‌خواهد با این کار ما را بفریبد؟

6⃣سوال شش:
کسی که می‌خواهد در مورد تکامل به تحقیق بپردازد به چه پیش زمینه هایی نیاز دارد و آیا بدون آموختن علوم پایه ای لازم، می‌تواند در مورد نقد تکامل قلمفرسایی کند؟ و از بحث احمد الحسن و نقد علمای ادیان در مورد تکامل، چه نکته اخلاقی مهمی برداشت میشود؟


پاسخ نامه تشریحی آزمون شماره سه🔰
1⃣سوال یک:
ارکان تکامل، تمایز تکاثر و انتخاب طبیعی است. تمایز، به معنی تفاوت های بین موجودات است و یکی از ارکان مهم تکامل است. جالب اینجاست که با گسترش تکامل، به دلیل وجود زاد و ولد(تکاثر)، تمایز، بیشتر و بیشتر میشود. مثلا از سلول ساده تا رسیدن به مغز دارای میلیاردها سلول، این فرایند افزایش تمایز، کاملا مشخص است.

ایجاد تمایزهای بیشتر، نتیجه فرایند زاد و ولد و تمایز اولیه است. بر این اساس، کاملا مورد انتظار است گونه های متفاوتی در سیر تکامل ایجاد شود. چرا محمد شیرازی در نقد تکامل، و برای رد آن، به مواردی تکیه میکند که در تضاد با ساده ترین مفاهیم تکامل از جمله افزایش تدریجی تمایز است؟
✅پاسخ
شیرازی درالفبای تکامل بی اطلاع است و در باره آنچه اطلاع ندارد سخن میگوید وآن را بصورت تحریف شده و به جهت فریفتن خواننده عرضه میکند، او حتی نمیداند تکامل چیست و چگونه رخ میدهد و حتی آن را نادرست و معکوس درک کرده سپس بر اساس همین فهم نادرست اشکالاتی ابتدایی و سطحی گرفته و حتی برخی از این علما اشکالاتی که داروین در کتاب خوداز دیگر دانشمندان گرفته و پاسخ داده را دوباره مطرح میکنند !!!

2⃣سوال دو:
آیا تکامل بر اساس تفاوتهای ظاهری است با بر اساس تفاوت ها و تمایزهای ژنتیکی؟
✅پاسخ
فرگشت و تکامل و انتخاب طبیعی هم بر اساس فنوتیپ جمعیت هست و هم ژنوتیپ اما بطور کلی حاصلِ ساز و کارِ تکامل و گوناگونی، ایجاد تمایز وتفاوت هایی بر اساس ژنوتیپ جمعیت هست

سید احمد الحسن ع در پاسخ به شیرازی میفرمایدگوناگونی در تکامل، در سطح کروموزومی (ژنوتیپ)رخ میدهد.
کروموزوم ها از لحاظ ساختاری از واحدهای یکسانی(نوکلئوتیدها)تشکیل شده اند و آنچه موجب تفاوت جانداران با هم میشود چینش متفاوت واحدهای ساختاری کروموزومها میباشد.

👇توضیحات بیشتر👇
❇️فرگشت و تکامل:
یعنی دگرگونی در یک یا چند ویژگی فنوتیپ و وراثت است که طی زمان در جمعیت‌های موجودات زنده رخ می‌دهد. این ویژگی‌های فنوتیپی، که از نسلی به نسل بعد جابجا می‌شوند؛ صفات کالبدشناسی (آناتومی)، بیوشیمیایی و رفتار را تعیین می‌کنند. وقوع تکامل منوط به وجود بستری از گوناگونی ژنی در جمعیت است. این بستر ممکن است از جمعیت‌های دیگر تأمین شود؛ که به شارش ژن شهرت دارد.همچنین ممکن است گوناگونی ژنی از درون جمعیت، با سازوکارهایی چون جهش یا نوترکیبی پدید آید
❇️انتخاب طبیعی:
فرایندی است که در طی نسل‌های پیاپی، سبب شیوع آن دسته از صفات ارثی می‌شود که احتمال زنده ماندن و موفقیت زاد و ولد یک ارگانیسم را در یک جمعیت افزایش می‌دهند. به بیانی دیگر انتخاب طبیعی فرایندی است که طی آن افراد سازگار با محیط شانس بیشتری برای بقا و تولیدمثل دارند و می‌توانند ژن خود را به نسل بعد منتقل کنند. در مقابل افرادی ناسازگار با محیط از گونه حذف می‌شوند و نمی‌توانند ژن خود را منتقل کنند. طی این فرایند ژن‌های سازگار با محیط در گونه باقی می‌ماند.

سوال سه:
اولین دانشمندی که توانست نخستین سلول زنده را از عناصر غیر زنده بسازد چه کسی بود؟ و این مطلب چگونه نقش بزرگ انسان را در نسلهای آینده نشان می‌دهد؟
✅پاسخ
پروفسور کریگ ونتر(Venter Craig )
اولین سلول زنده را در آزمایشگاه تولید کرد.
به این ترتیب، امکان تولید نقشه ی کامل کروموزوم های آدمی ازمواد شیمیایی غیرزنده امکانپذیر است؛ چرا که بین کروموزوم های باکتری وکروموزوم های انسان تفاوتی وجود ندارد، مگر در حد تفاوت هایی که بین یک ساختمان کوچک و یک ساختمان بزرگ که هردو از مواد یکسانی ساخته شده باشند.

4⃣سوال چهار:
در سطح زیراتمی آیا امکان تبدیل عناصری مانند آهن و مس و کربن و … به هم وجود دارد؟ و نمونه کنونی این تبدیلها در زمان حاضر کجاست؟
✅پاسخ
در ستارگان هیدروژن و هلیوم میسوزد و به دنبال وقوع همجوشی هسته ای، عناصر سبک به هسته های سنگین تری که در آنها پروتون و نوترون بیشتری وجود دارد، تبدیل میگردد.
به این ترتیب کربن،اکسیژن و دیگر عناصر تولید میشود و به عنصرپایدارتر که همان آهن است، منجر میشود. سپس باانفجار اَبَرنواختری ستاره،فرآیند همجوشی هسته ای به عناصر سنگین تری همچون اورانیوم منجرمیگردد.
بنابراین اگر ما بتوانیم بر ذرات تشکیل دهنده ی هسته ی اتم (پروتون ونوترون)تسلط یابیم،میتوانیم از دیگر عناصر، آهن به وجود آوریم.

❇️ #امروزه راه آسانتری هم برای تولید اتمهای سبک از اتمهای سنگینتر وجود دارد که #شکافتهستهای میباشد.
در این فرآیند برای نزدیک ساختن ذرات به هم به انرژی زیادی نیاز نداریم، بلکه تنها چیز موردنیاز، واداشتن هسته های ناپایدار مانند اتم های اورانیوم ۲۳۵به شکافت هسته ای است.
این همان فرآیندی است که در #نیروگاههایهسته ای به صورت کنترل شده رخ میدهد؛ نمونه ی آن افزایش ماده
ای همچون آلیاژ کادمیوم برای جذب نوترون های اضافی جهت کنترل فرآیند شکافت هسته ای میباشد، تا این فرآیند در حد قابل قبولی بماند و به میزان غیر قابل کنترلی نرسد که به بمب اتمی تبدیل گردد.

سوال پنج:
چرا خدا موجودات را در لایه های مختلف زمین، جای داده است به گونه ای که هر چه لایه ها قدیمی تر باشد موجودات ساده تری را در بر می گیرد؟ آیا خدا مثلا می‌خواهد با این کار ما را بفریبد؟
✅پاسخ
در زمین شناسی تاریخی به طور قطعی ثابت شده است که هر چه لایه های زمین قدیمیتر باشد،دربرگیرنده ی جانواران ساده تر و هر چه این لایه هاجدیدتر باشد، حاوی موجوداتی پیشرفته تر از قبلی ها است.
این موضوع از باکتری شروع میشود و به یوکاریوت،چندسلولی ها،ماهی های باستانی، مهره داران،ماهی ها،دوزیستان، حیوانات خشکی وسپس به پستانداران میرسد، و در ادامه از گوناگونی پستانداران وحجیم شدن بدن آنها سر درمی آورد.
آیا همان طور که این منکران نظریه ی تکامل مدعیند، خداوند میخواهد ما را فریب دهد⁉️
شأن خداوند بالاتر از این است.
آیا میتوانند برای وقوع این دوره ها که از لحاظ زمانی، پیشرفت و پیچیدگی، به دنبال هم صورت گرفته است، یک تفسیر علمی و منطقی به غیر از تکامل ارائه نمایند❓
✅یک مثال دیگر:🔰
احتمال میرود نهنگها و دلفینها که امروزه در آب زندگی میکنند، از موجوداتی که پیشتر در خشکی میزیسته اند، تکامل یافته باشند.
در سنگواره هایی که تاکنون کشف شده است، زنجیره ای از حیوانات واسطه که پی در پی ظاهر شده اندشناسایی شده که از لحاظ زمانی، بعضاً میلیون ها سال با هم فاصله دارند.
این زنجیره، از پستانداران خشکی شروع میشود؛ سپس به تدریج به وارد شدن در آب و زندگی کردن در آن میرسد. ما میبینیم که هر گروه برای زندگی در آب سازگاری بیشتری پیدا
میکند، تا اینکه در نهایت به نهنگ میرسیم.
آیا برای اینکه چرا خدا این موجودات را در دوره های زمانی متوالی و پشت سر هم آفریده هیچ دلیل یا پاسخ معقولی وجود دارد⁉️❗️
این در حالی است که هر کس این
موجودات را ببیند، مطمئن میشود که نهنگ ثمره ی حتمی این زنجیره ی پی درپی است و اینها از لحاظ زمانی پشت سر هم آمده اند و یکی پس از دیگری به تدریج برای زندگی در آب تکامل یافته اند.

6⃣سوال شش:
کسی که می‌خواهد در مورد تکامل به تحقیق بپردازد به چه پیش زمینه هایی نیاز دارد و آیا بدون آموختن علوم پایه ای لازم، می‌تواند در مورد نقد تکامل قلمفرسایی کند؟ و از بحث احمد الحسن و نقد علمای ادیان در مورد تکامل، چه نکته اخلاقی مهمی برداشت میشود؟
✅پاسخ
اگر یک کارشناس، به نظریه ای نقد علمی و معتبری وارد نماید، دانشگاه ها و مراکز علمی، آن را با اشتیاق میپذیرند و آن را منتشر و ترویج کرده و در مورد آن نشست های علمی برگزار مینمایند؛
ولی آنچه ما شاهد آن هستیم، دقیقاً عکس این مطلب است؛ چرا که
اکنون در تمام دانشگاه های وزین و معتبر جهان، نظریه ی تکامل تنهاتفسیر کننده ی پیدایش حیات بر
روی زمین تلقی میشود. بنابراین کسی که میخواهد خودش در این خصوص به تحقیق بپردازد و دست به کاوش های علمی بزند، حداقل اولا ً باید درعلم زمین شناسی تاریخی،زیست شناسی تکاملی، علم ژنتیک، انسان شناسی و باستان شناسی، از بنمایه ی علمی برخوردار باشد و ثانیاً انتقادات علمی صورت گرفته به نظریه ی تکامل و پاسخهای داده شده را مطالعه کند تا موضع گیری وی در نظراندیشمندان، علمی و ارزشمند تلقی گردد.
اما اینکه کسی بیاید و بگوید فلان زیست شناس در فلان کتاب نظریه ی تکامل را رد کرده و از همین رو، این نظریه باطل است، یا بگوید فلان دانشمند در مورد تکامل فلان چیز را گفته، لذا نظریه بی اعتبار است، یااینکه احیاناً کار به جایی برسد که به موضع گیری های افرادغیرکارشناس استدلال کند،
در واقع دیدگاهی سرهم بندی شده و غیرعلمی ارائه نموده است.

👇نکته اخلاقی👇
اهداف اینگونه علما که بدون داشتن تخصص و علم دست به نقد نظریات علمی میزنند فریب دادن و ایجاد انحراف فکری در مردم به سوی خودشان است.
به هنگام خواندن نقد علمی این پاسخ ها، درمییابیم که گاهی پاسخ هایی بدون مصداق خارجی هستند؛ به طوری که برخی از این افراد نظریه ی تکامل را به گونه ای واژگونه و #تحریفشدهارائه میکنند و بر آن ردیه مینویسند؛ گویی این پاسخها برای عامه ی مردم که از نظریه ی تکامل چیزی نمیدانند، تهیه شده است.