سجده های علی (ع)

هیچ دلیل حقیقی‌ای از جانب انسان برای رسیدن به مراتب کمال و تعالی وجود ندارد.
دلیل واقعی تعالی انسان، بخشش و عطای خداوند سبحان است، و هر آنچه جز این است نیز خود فضل و لطف خداست.
اگر اصل وجود ما اعتباری و وابسته به خداست، پس اعمال ما، و حتی اخلاص ما ـ اگر هم وجود داشته باشد ـ نیز به طریق اولی چنین است.

(قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَٰلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ)

«بگو: به فضل خدا و رحمت او، پس باید به همین شادمان شوند؛ که این از هر آنچه گرد می‌آورند، بهتر است.»
(سوره یونس، آیه ۵۸)
کسی که مال و ثروت گرد می‌آورد، بی‌تردید شادی او به آن چیزی جز سفاهت و کم‌خردی نیست. اما حتی کسی که حسنات و اعمال صالح را گرد می‌آورد نیز نباید به آنچه جمع کرده شادمان شود یا حتی در دل خود به آن ببالد؛ زیرا در غیر این صورت، به بزرگ‌ترین بیماری، یعنی «منیّت و خودبینی» گرفتار شده و هلاک خواهد شد.
اگر روزی گام‌هایت به ملکوت آسمان‌ها و عرصه‌های قدس الهی رسید، مبادا به خود، یا به اعمال و اندوخته‌ات بنگری که نابود خواهی شد؛ بلکه به فضل، رحمت و عطای آغازین خداوند شاد و امیدوار باش.
امیرالمؤمنین علی (ع) هر سحرگاه به سجده می‌افتاد و می‌گفت:

(إلهي قَلبي مَحجُوبٌ،

وَنَفسي مَعيُوبٌ،

وَعَقلي مَغلُوبٌ،

وَهَوائي غالِبٌ،

وَطاعَتي قَليلٌ،

وَمَعصِيَتي كَثيرٌ،

وَلِساني مُقِرٌّ بِالذُّنُوبِ،

فَكَيفَ حيلَتي يا سَتّارَ العُيُوبِ وَيا عَلاّمَ الغُيُوبِ وَيا كاشِفَ الكُرُوبِ،

إغفِر ذُنُوبي كُلَّها بِحُرمَةِ مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد،

يا غَفّارُ يا غَفّارُ يا غَفّارُ،

بِرَحمَتِكَ يا أرحَمَ الرّاحِمينَ)

«خدایا! دلم در حجاب است، نفسم معیوب است، عقلم مغلوب است، هوای نفسم بر من چیره است، طاعتم اندک است، نافرمانی‌ام بسیار است، و زبانم به گناهانم اقرار دارد. پس چاره‌ام چیست، ای پوشاننده عیب‌ها، ای دانای نهان‌ها، ای برطرف‌کننده اندوه‌ها؟ به حرمت محمد و خاندان محمد، همه گناهانم را بیامرز. ای بسیار آمرزنده، ای بسیار آمرزنده، ای بسیار آمرزنده، به رحمتت، ای مهربان‌ترین مهربانان
سخن کسانی را که می‌گویند این دعا تنها برای آموزش شیعیانش بوده است، رها کن. علی (ع) در پیشگاه پروردگارش آن‌چنان سرگرم عبادت و توجه به خدا بود که به خلق التفاتی نداشت. او این سخنان را می‌گفت و تک‌تک واژه‌های آن را حقیقتاً درباره خود اراده می‌کرد. او خود را چنین می‌دید، و اگر خود و اعمالش را این‌گونه نمی‌دید، هرگز به آن مقامی نمی‌رسید که فرشتگان عالم بالا درباره جایگاه او به گفت‌وگو و پرسش برخیزند.(1)
«آن بخشندهٔ کریم می‌بخشد و تو سپاسش می‌گویی، و او با فزونیِ عطایش پاسخ می‌دهد؛
هر بار که شکرش را به جا می‌آوری، بخشش خود را دوچندان می‌کند.
چه کنم؟
آیا بگویم بس است؟
و مگر رد کردنِ بخششِ کریم، چیزی جز ناسپاسی است؟!
چیزی جز شرمساری و سکوت نمی‌یابم...
و پروردگارا! پیش از سکوت،
تن، جان و تمام وجود مرا بگیر و در راهت خرد یا پاره‌پاره‌اش کن.
پروردگارا! هر چه می‌خواهی با آن بکن.
من تن، جان و تمام آنچه را که به من ارزانی داشته‌ای به تو بخشیدم؛
آنچه را که تو مالک آنی و من مالکش نیستم، به تو پیشکش کردم.» (2)

 


منابع: (روی لینک بزنید)
1-صفحه سید احمد الحسن (ع) در ایکس جمعه 11/01/2025
2- در صفحه شخصی سید احمد الحسن (ع) در ایکس شنبه 11/05/2024