توهم بی خدایی-متن

45- داستان طوفان در تورات

5⃣4⃣داستان طوفان در تورات🔰

❇️اصحاح ششم:🔰
۱وقتی تعداد آدمیان در روی زمین زیاد شد و دخترانشان متولد شدند، ۲پسران خدا دیدند که دختران آدمیان چقدر زیبا هستند. پس هر کدام را که دوست داشتند، به همسری خود گرفتند.
۳سپس خداوند فرمود روح من برای همیشه در انسان منحرف باقی نمیماند. طول عمر او یکصد و بیست سال میباشد. ۴در آن ایام و پس از آن، پس از آنکه پسران خدا بر دختران آدمیان وارد شدند و برایشان فرزند آوردند، مردان قوی هیکلی بر روی زمین بودند. اینها همان جبارانی هستند که اززمان های قدیم نامی داشته اند.
۵وقتی خدا دید که چگونه تمام مردم روی زمین شریر شده اند و تمام افکار آن ها همه روزه اندیشه های گناه آلود شده است، ۶از اینکه انسان را آفریده و در روی زمین گذاشته بود، پشیمان و بسیار غمگین شد.
۷پس فرمود من انسان هایی را که خلق کرده ام، نابود میکنم. انسان ها به همراه چهارپایان و خزندگان و پرندگان آسمان؛ زیرا از اینکه اینهارا آفریده ام، پشیمان هستم. ۸اما نوح، خداوند از او راضی بود.
۹فرزندان نوح از این قرار است: او در زمان خود مردی نیکوکار بود و همیشه با خدا رابطه ی خاصی داشت. ۱۰نوح سه پسر داشت به نام های حام، سام و یافث.
۱۱اما زمین در پیشگاه خدا فاسد شده بود و ظلم و ستم همه جا را پر کرده بود. ۱۲خدا دید که زمین فاسد شده و همه راه فساد را پیش گرفته اند.
۱۳خدا به نوح فرمود: تصمیم گرفته ام بشر را از بین ببرم، چون ظلم و فساد آنها دنیا را پرکرده است، بنابراین من آنها را با زمین نابود میکنم. ۱۴تو برای خود یک کشتی از چوب درخت سرو بساز که چندین اتاق داشته باشد.، داخل و خارج آن را قیراندود کن.
۱۵آن را این طور بساز: طول آن سیصد ذراع،عرض آن پنجاه ذراع و بلندی آن سی ذراع. ۱۶نزدیک سقف به اندازه ی یک ذراع پایین تر، نورگیری برای روشنایی کشتی بساز ودروازه ی کشتی را کنار آن قرار بده.
کشتی را طوری بساز که دارای طبقه ی بالا،پایین و وسط باشد.
۱۷من طوفان و باران شدید بر زمین میفرستم تا هر جانداری که زیر آسمان است، هلاک گردد و هر چه بر روی زمین است بمیرد. ۱۸اما با تو پیمان میبندم. تو به اتفاق پسران، همسر و عروس هایت به کشتی داخل میشوی.
۱۹از هر موجود جانداری به داخل کشتی ببر تا با همراهی تو نجاتشان دهم؛ یک نر و یک ماده. ۲۰از هر جنس پرنده، از هر جنس چهارپا و از هر جنس خزنده. از هر کدام یک جفت با تو وارد میشوند تا آنها را زنده نگه داری.
۲۱از هر نوع غذا برای خود و برای آنها با خودبردار. ۲۲نوح هر چه خدا به او فرمود انجام داد. این گونه عمل نمود.

❇️اصحاح هفتم:🔰
۱خداوند به نوح فرمود: تو با تمام اهل خانه ات به کشتی داخل شو؛ زیرا در این زمان فقط تو در حضور من پرهیزگار هستی ۲از تمام چهارپایان حلال از هر کدام هفت نر و هفت ماده و از چهارپایان حرام از هر کدام یک نر و یک ماده
۳و از پرندگان آسمان نیز از هر کدام هفت نر و هفت ماده با خود بردار، تا از هر کدام نسلی در روی زمین باقی بماند، ۴زیرا من هفت روز بعد، برای مدت چهل شبانه روز باران میبارانم و هر جانداری را که آفریده ام، از روی زمین محو و نابود میکنم.
۵نوح هر چه خداوند به او امر فرموده بود، انجام داد. ۶وقتی طوفان آمد، نوح ششصد ساله بود.
۷او با زن، پسرها و عروس هایش به داخل کشتی رفتند تا از طوفان رهایی یابند. ۸از تمام چهارپایان حلال و حرام و از پرندگان و هر جنبنده روی زمین،
۹جفت جفت، نر و ماده با نوح به کشتی وارد شدند، همان طور که خداوند به نوح امرفرموده بود. ۱۰پس از هفت روز، آب روی زمین را فراگرفت.
۱۱در ششصدمین سال زندگی نوح، در روز هفدهم ماه دوم، تمام چشمه های عظیم در زیر زمین باز و همه ی روزنه های آسمان گشوده شد ۱۲و مدت چهل شبانه روز باران میبارید.
۱۳در همان روز، همان طور که خداوند فرمود بود، نوح و پسرانش سام، حام و یافث و همسر نوح و سه عروسش به کشتی وارد شدند. ۱۴همگی و انواع حیوانات، یعنی همه ی چهارپایان و خزندگان زمین و همه ی مرغان وهمه ی پرندگان بالدار.
۱۵هر موجود زنده ای دو به دو با نوح وارد کشتی شدند. ۱۶از هر موجود زنده نر و ماده همان طور که خدا امر فرموده بود، وارد شدند و خداوند در
را برایشان بست.
۱۷مدت چهل روز باران مانند سیل بر زمین میبارید و آب زیادتر میشد به طوری که کشتی از زمین بلند شد. ۱۸آب از روی زمین بالا می آمد و بسیار روی زمین افزون گشت. کشتی روی آب قرارگرفت.
۱۹آب بسیار بر زمین فزونی گرفت و روی هر کوه بلندی را که زیر چتر آسمان بود،فراگرفت. ۲۰آب به اندازه ی پانزده ذراع از کوه ها بالاتر رفت.
۲۱هر جنبده ی زنده ای که بر روی زمین حرکت میکرد، یعنی تمام پرندگان، چهارپایان وخزندگان و تمام مردم همه مردند. ۲۲هر جانداری که در روی زمین خشک زندگی میکرد، مرد.
۲۳خدا هر موجودی را که در روی زمین بود یعنی انسان، چهارپایان و خزندگان و پرندگان آسمان، همه را نابود کرد. فقط نوح با هر چه در کشتی با او بود، باقی ماند. ۲۴آب یکصد و پنجاه روز روی زمین راپوشانده بود.

اصحاح هشتم:🔰
۱سپس خداوند، نوح و تمام وحوش وچهارپایانی را که با او در کشتی بودند، به یادآورد.پس بادی بر روی زمین فرستاد و آب رفته رفته پایین آمد. ۲چشمه های عظیم زیرزمینی و روزنه های آسمان بسته شدند و دیگر باران نبارید.
۳آب مرتب از روی زمین کم میشد و بعد ازیکصد و پنجاه روز فرو نشست. ۴در روز هفدهم ماه هفتم کشتی بر روی کوه های آرارات نشست.
۵آب تا ماه دهم رفته رفته کم میشد تا اینکه در روز اول ماه دهم قله ی کوه ها نمایان شد. ۶بعد از چهل روز، نوح پنجره ی نورگیر کشتی را باز کرد،
۷و زاغی را بیرون فرستاد. او دائم در پرواز بودتا وقتی که آب فرو نشست. ۸پس نوح کبوتری را بیرون فرستاد تا ببیند آیا آب از روی زمین فرو نشسته است یا خیر.
۹اما کبوتر جایی برای نشستن پیدا نکرد، چون آب همه جا را گرفته بود. پس به کشتی برگشت و نوح او را گرفت و در کشتی گذاشت. ۱۰هفت روز دیگر صبر کرد و دوباره کبوتر را رها کرد.
۱۱وقت عصر بود که کبوتر در حالی که یک برگ زیتون تازه در منقار داشت به سوی نوح برگشت. نوح فهمید که آب کم شده است. ۱۲بعد از هفت روز دیگر دوباره کبوتر را بیرون فرستاد. این مرتبه کبوتر به کشتی برنگشت.
۱۳در روز اول ماه اول، نوح ششصد و یک ساله شد و در این وقت بود که آب روی زمین خشک شد. پس نوح دریچه ی کشتی را بازکرد و دید زمین در حال خشک شدن است. ۱۴در روز بیست و هفتم ماه دوم زمین کاملاخشک بود.
۱۵خدا به نوح فرمود: ۱۶تو و زن، پسرها و عروس هایت از کشتی بیرون بیایید.
۱۷تمام حیواناتی که همراه تو هستند یعنی تمام پرندگان و چهارپایان و خزندگان را هم بیرون بیاور تا در روی زمین پراکنده شوند و به فراوانی بارور و زیاد گردند. ۱۸پس نوح، پسرها، همسر و عروس هایش از کشتی بیرون رفتند.
۱۹تمام چهارپایان و پرندگان و خزندگان هم با جفت های خود از کشتی خارج شدند. ۲۰و نوح قربانگاهی برای خداوند بنا کرد و از هر پرنده و هر حیوان حلال یکی را به عنوان قربانی سوختنی در قربانگاه قربانی کرد.
۲۱وقتی بوی خوش قربانی به پیشگاه خداوند رسید، با خود گفت بعد از این دیگر زمین را به خاطر انسان نفرین نمیکنم. گرچه انسان از کودکی افکار شریرانه داشته است. همه ی حیوانات را هلاک نمیکنم چنان که کردم. ۲۲تا زمانی که دنیا هست، کشت و زراعت، سرما و گرما، زمستان و تابستان و روز و شب
هم باشد.
❇️اصحاح نهم:🔰
۱خدا نوح و پسرانش را برکت داده، فرمود فراوان و زیاد شوید و دوباره همه جای زمین را پر کنید. ۲همه ی حیوانات زمین و پرندگان آسمان و خزندگان و ماهیان از شما میترسند. همه ی آنها در اختیار شما باشند. …
📚کتاب مقدس، عهد عتیق، سِفر پیدایش اصحاح۶تا۹