توهم بی خدایی-متن

38- سومریان و حاکمیت خدا

8⃣3⃣سومریان و حاکمیت خدا🔰
دکتر کریمر در خصوص حکومت میگوید:
حکومت به صورت نخستین پارلمانِ دارای دو مجلس:
پیشرفت اجتماعی و معنوی انسان
معمولا ً کند و پیچ در پیچ بوده و دنبال کردن آن بسیار دشوار است. درخت بارور تمدن با تخم اصلی خود هزاران مایل و سال ها فاصله دارد.
به عنوان مثال شیوه ی زندگی معروف به دموکراسی و مهم ترین مؤسسه ی آن یعنی مجلس سیاسی رادرنظرمجسم کنید.
ظاهراً چنین به نظر میرسد که این گونه حکومت عملاً در انحصار تمدن های غرب و محصول قرن های اخیر است، اما کسی تصور آن را هم نمیکند که هزاران سال پیش پارلمان های سیاسی وجود داشته باشد، آن هم در گوشه ای از جهان که رابطه اش بامؤسسات دموکراتیک ناچیز میباشد.
یک باستان شناس شکیبا بی خبر ازآنچه در دل خاک خواهد یافت،همواره عمق و پهنای زمین
را میکاود.
بر اثر این گونه کاوش ها با بیل و کلنگ بود که ما توانستیم از تشکیل یک مجلس سیاسی در حدود پنج هزار سال پیش پرده برداریم، چنین مجمعی نخستین بار در خاور نزدیک
منعقد شده است.
آری، حدود ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد، اولین پارلمان سیاسی تاریخ مدون نسل بشر، به شکل پراُبهت و پرشوری برپا شد.
این مجمع مانند پارلمان های امروزی از دو مجلس تشکیل میشد، یکی مجلس سنا یا مجلس شیوخ و دیگری مجلس عوام (نمایندگان)که جوانان قادر به حمل سلاح به عضویت آن درمی آمدند.
اعضای دو مجلس در یک جلسه ی مشترک برای اخذتصمیم درباره ی مسأله ی مهمی که سرنوشت صلح و جنگ به آن بستگی داشت، شرکت جستند.
مجلس در وضعی قرار گرفته بود که ناچار یکی از دو راه را باید انتخاب میکرد:
صلح به هر قیمت، یا استقلال به قیمت جنگ.
نمایندگان محافظه کار و سالخورده ی مجلس سنا به نفع صلح به هر قیمت رأی دادند.
اما پادشاه تصمیم آنان را نقض کرد وموضوع را در مجلس عوام مطرح ساخت.
این مجلس به نفع جنگ و آزادی رأی داد و پادشاه تصمیم آنها را تصویب نمود.
در کدام کشور، نخستین مجمع سیاسی که انسان شناخته، تشکیل جلسه داده است❓
بر خلاف تصور و استنباطی که امروزه رواج دارد، این مجلس در مغرب زمین و در قاره ی اروپا نبود؛ مجالس سیاسی یونان و جمهوری روم مدت ها بعد به وجود آمد.
شگفتا که چنین مجلس کهنی درسرزمین جباران و خودکامگان سرکش، جایی که گمان نمیرفت با مجامع سیاسی آشنایی و پیوندی داشته باشند، یعنی خاور نزدیک منعقد شد.
آری نخستین مجلس سیاسی شناخته شده در سرزمینی که در شمال خلیج فارس میان دو رود دجله و فرات قرار دارد و پیشینیان آن را سومر مینامیدند، تشکیل گردید.
بی مناسبت نیست بدانیم انعقاد آن،چه زمانی بوده است. در هزاره ی سوم پیش از میلاد. در آن روزها در سرزمین سومر، منطقه ی جنوبی عراق امروز، مردمی سکونت داشتند که بی گمان از درخشان ترین تمدن شناخته شده ی آن دوره در کشور خودبرخوردار بود.
📚کریمر، از الواح سومر، ص ۸۲.

✅رابطه ی سومریان و حاکمیت خداموضوعی است که کریمر و بسیاری از باستان شناسان از درک آن عاجزند. زیرا آن ها به حاکمیت خدا اعتقاد ندارند و یا خداناباورند و دین را از #اختراعات سومری ها به شمار می آورند و تورات و قرآن را صرفاً کپی برداری هایی ازداستان های تخیلی سومریان مانند قصه ی طوفان در نظر می گیرند.
به همین دلیل هنگامی که این افراد دریافتند پادشاه سومری موضوع جنگ را در دو مجلس به شور گذاشت، این گونه حکم قطعی صادر کردند که عملکرد سومریان دموکراسی و مشابه
دموکراسی امروز غرب بوده است.
این در حالی است که عملکردسومریان به هیچ وجه دموکراسی غربی نبود و ارتباطی هم باآن نداشت؛ چرا که متون سومری بسیاری وجود دارد که در آنها تاکید شده است که:🔰
✅ حاکم، مشروعیت خود را از تنصیب الهی به دست می آورد.

✅بنابراین نظام حکمرانی سومریان، نظامی است که از نوح ع و پیامبران به ارث برده اند؛ همان طور که دین الهی را از آنان به میراث برده اند. سومریان از یک سیستم حکمرانی الهی تحریف شده برخوردار بودند، همان طور که دین الهیِ تحریف شده داشتند.
✅بنابراین سیستم حکومتی سومریان نه دیکتاتوری بود و نه دموکراسی به معنای دموکراسی شناخته شده ی غرب امروز.

نظام حکومتی سومریان به این صورت بود که پادشاه را الهه‌ها(خدایان)تعیین میکردند؛ همان طورکه در سیستم حکومت الهی نیز پادشاه یا حکم فرما از سوی خداوند تعیین میشود. وظیفه ی این حاکم،تحقق بخشیدن به خواست و اراده ی الهی، اجرای قانون خدا و برخورد عادلانه با ستم دیدگان است.
بنابراین هدف از تعیین حکم فرمای الهی، خودِ حکمرانی نیست و این نظام حکمرانی الهی میتواند توسط
حاکمی معین شده از سوی خدا،قوانین را اجرا کرده، بر آن نظارت داشته و به هنگام خطا رفتن این فرآیند، به گونه ای صحیح مداخله نماید و ضرورتی ندارد که خودش به حکمرانی مبادرت ورزد، تا هدف ازتنصیب و تعیینش عملی گردد.
ما این مطلب یا قریب به آن را در نمونه ی سومری که دکتر ساموئل کریمر آورده است، میبینیم.
جایی که بین کیش و اوروک بر سر حکم رانی و ادعای تنصیب الهی نزاع بود و حاکم اوروک برای انتخاب جنگ یا صلح به آرای ملت مراجعه کرد، ولی او خود را به گردن نهادن به آن رأی ملزم نمیدیده است، همان طور که در مطلب پیش گفته این موضوع به وضوح مشاهده میشود:
اوضاع و احوال سیاسی که موجب انعقاد نخستین مجلس سنا در تاریخ مدون گشت از این قرار بود:
📚📚📚📚📚📚
📖 سرزمین سومر در سه هزار سال پیش، مانند یونان چندین قرن بعد، از چند دولت-شهر تشکیل میشد که برای احراز برتری بر سراسر سومر با یکدیگر همواره رقابت و کشمکش داشتند. یکی از این شهرهای مهم در آن زمان کیش بود، که بنا بر اساطیر سومری سلطنت را بلافاصله پس از طوفان، از آسمان دریافت کرده بود؛ ولی در همان زمان دولت-شهر دیگری به نام ارک (اوروک)در دوردست های جنوب کیش وجود داشت. ارک روز به روز بر نفوذ و اعتبار خود می افزود و برتری کیش در سومر را دچار مخاطره میساخت. پادشاه کیش متوجه خطر شد؛بنابراین از کشور ارک خواست که حاکمیت او رابپذیرد؛ در غیر این صورت، آماده ی جنگ باشد.
در چنین شرایط بحرانی بود که مجلس شیوخ و مجلس مردان قادر به حمل سلاح (جنگجویان) تشکیل جلسه دادند. دو مجلس میبایست یکی از دو راه را برمیگزیدند:
به زیر یوغ پادشاه کیش رفتن و بهره مند شدن از صلح و آرامش،
یا به دست گرفتن سلاح و نبرد در راه حفظ استقلال ارک.
📚کریمر، از الواح سومر، ص ۸۳و۸۴.

تورات، شهر اور سومری که ابراهیم در آن متولد شده را اور کلدانیان مینامد: «تارح، پسـرش اَبـرام و نـوه اش لـوط پسـر هاران و عروسش سارای زن اَبرام را برداشت و با آنها از اور کلدانیان به طرف سرزمین کنعان بیرون رفت. آنها رفتنـد تـا بـه حرّان رسیدند و در آنجا اقامت کردند».
📚(عهد عتیق، سفر پیدایش، ۱۱ تا ۱۳)
از نظر یهودی ها و مسیحیان؛عیلامی ها، بابلی ها و اکدی ها بر اور سومریانِ استیلا یافتند؛ بر این اساس نامگذاری آن منطقه به این اسامی درست است. اینجا بحثی بین برخی باستان شناسان جریان دارد، مبنی بر اینکه سومری ها و اکدی هـا درواقـع یک ملت هستند و همه ی این نامگذاری های مختلف، برای یک ملت است و این دو، نه دو ملت بلکـه یکـی هسـتند؛ زیـرا بابلی ها نیز در همان منطقه در جنوب عراق زندگی میکرده اند. بنابراین بر نامگذاری دو تمدن بابل و سومری بـا یـک اسـم
اشکالی وارد نیست، چرا که این همان تمدن سومری یا اکدی است. حتی شـاید بتـوانیم بـه همـین مقـدار اکتفـا کنـیم کـه شنعاری ها (منظورمان سومری ها یا اکدی ها است)صاحبان کهن ترین تمدن در سرزمین شنعار محسوب میشوند.

«« کوش پسری داشت به نام نمرود. او اولین مرد قدرتمند در روی زمین بود. او با کمک خداوند تیرانداز ماهری شده بود و بـه همین جهت است که مردم میگویند: خدا تو را در تیراندازی مانند نمرود گرداند. در ابتدا منطقه ی فرمان روایی او شامل: بابل،ارک،اکد و تمام اینها در سرزمین شنعاربود»»
📚( عهد عتیق، سفر پیدایش، ۸ تا ۱۰)
اصولا ً از آنجا که از یک سو تمدن سومری کهن ترین تمدن ثبت شده به شمار می رود و از سوی دیگر آثار آن در ایـن منطقـه که مکان استقرارمهاجران و پناهگاه نجات یافتگان از سیل بوده،به ما رسیده است، مـیتـوانیم قـوم قـدیمی تـری را کـه در دره ی حاصل خیز مستقربوده اند و مردم زمین از آنها مشتق شده اند، سومری بنامیم.
بر این اسـاس کـاملاً طبیعـی اسـت کـه سومری ها را اکدی، بابلی، آشوری و حتی کلدانی نام نهیم زیرا همه ی اینها به یک ریشه ی مشترک بازمیگردند کـه همـان قوم اولیه ای است که در دره ی حاصلخیز (خلیج فعلی)پیش از آنکه با سیلاب پر شود، به سر میبرده است.
📚 📚 📚 📚 📚📚


این درست است که برخی ازپادشاهان سومری فقط ادعای تعیین الهی راداشتند، ولی آنچه برای ما اهمیت دارد این است که عموم سومریان به تنصیب الهی معتقد بوده اند. آنچه از الواح گِلین به دفعات به دست مارسیده، مبنی بر اینکه پادشاهان،نوادگان خدایان هستند و از سوی خدایان تعیین میشوند، مؤیّد
این مدعا است.

✅قرآن داستانی نقل کرده که نشان دهنده ی منازعه ای است که در سومر یا سرزمین بین النهرین بین یکی ازپادشاهان مدعی حکمرانی با ابراهیم خلیل علیه السلام که حاکمی منصوب شده ازطرف خدا بود، روی داده است:

🙏ألَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ [258]
آن كسى را كه خدا به او پادشاهى ارزانى كرده بود نديدى كه با ابراهيم درباره پروردگارش محاجّه مى‌كرد؟ آنگاه كه ابراهيم گفت: پروردگار من زنده مى‌كند و مى‌ميراند. او گفت: من نيز زنده مى‌كنم و مى ميرانم. ابراهيم گفت: خدا خورشيد را از مشرق برمى‌آورد تو آن را از مغرب برآور. آن كافر حيران شد. زيرا خدا ستمكاران را هدايت نمى كند. (258)
📖سوره البقرة آیه۲۵۸

✅میتوانیم با مراجعه به متون سومریان،اکدیان و بابلی ها این موضوع را به وضوح در بسیاری از متون آنها مشاهده کنیم که آنها معتقد بودند #حکومتوپادشاهیبایدباتنصیبالهیصورت_گیرد؛ همان طور که در باور دین الهی صحیح در تورات،انجیل و قرآن نیز همین گونه است.
این آشکارا حکایت از آن داردکه سومریان دین الهیِ کهن را به میراث برده اند و به تعالیم آن که مهمترین قسمتش قوانین شرعی مقدس وتعیین مجری آن بود، نیز پایبند بوده اند. ولی با گذشت زمان، همان چیزی اتفاق افتاد که همیشه رخ میدهد وآن تحریف دین الهی، غصب حکم رانی الهی و مقهور ساختن حاکم تعیین شده ازسوی خداوند میباشد.
همان طورکه در ماجرای حضرت ابراهیم(‌ع)شاهدیم که وی در نهایت مجبور شد سرزمین پدرانش را ترک گوید تا در زمانی که خدا اراده فرموده بود، فرزندانش بازگردند؛ یعنی بازگشت پسرش علی بن ابی طالب(ع) به سرزمین سومر و اکد یا شومر یا شنعار یا سرزمین بین النهرین یا عراق فعلی.
📚📚📚📚📚
🔰این یکی از متن هایی است که دکترکریمر از کتیبه های سومریان نقل کرده و در آن اعتقاد سومریان به دین الهی و تعیین پادشاه یا حاکم از سوی خدا را بیان میدارد:
ای سومر، ای سرزمین عظیم در بین تمام سرزمین های جهان،
تو در نور ثابت و راسخ غوطه ور هستی، که ازمحل طلوع آفتاب تا محل غروب آن قوانین الهی را بین همه ی مردم منتشر می سازد،
به راستی قوانین الهی مقدس تو، قوانینی برجسته و والا است و درک آن دست نیافتنی،
قلبت چنان ژرف است که درک عمق آن ممکن نیست،معرفتِ درست از آن سرچشمه میگیرد، …
چونان آسمان است که نمیتوان آن را لمس کرد،
و پادشاه تاج دار که با تاج ابدی به دنیا می آید،
و آقایی که هنگام به دنیا آمدن، تاج را برای ابد برسر خود میگذارد،
آقایت آقایی بس ارجمند است وپادشاهت با خدایگان بر تخت آسمانی جلوس میکند،
به راستی پادشاهیت به سانِ کوه عظیم است. …
📚کریمر، از الواح سومر.