توهم بی خدایی-متن

29- دین سومر و اکد و ادیان سه گانه اسلام، مسیحیّت و یهودیّت

9⃣2⃣دین سومر و اکد و ادیان سه گانه اسلام، مسیحیّت و یهودیّت🔰

واقعیت این است که هر کس که با تورات، انجیل و قرآن آشنا وازمندرجات لوح های گلین سومری نیز مطلع باشد، قطعاً یکی از این دو حکم را که به هر حال از یکی از آن هاگریزی نخواهد بود، صادر میکند:
✅حکم اول:🔰
خاستگاه دین، تألیفات انسان سومری است، و تورات و انجیل و قرآن، فقط بازمانده ای ازدین سومری به شمارمیرود (آفرینش اولین انسان آدم،داستان هابیل و قابیل، داستان طوفان، گناه،زندگی پس از مرگ،بهشت، جهنم و غیره).
✅حکم دوم:🔰
دین سومری همان دین آدم و نوح ع است، ولی به صورت تحریف شده انتقال یافته وسومریان واکدیان (بابلی ها و آشوری ها)نیز به صورت تحریف شده با آن به عبادت میپرداختند؛ و این همان چیزی است که من میخواهم بیان کنم.
❇️ داستان های سومری در واقع چیزی جز پیشگویی های غیبی که آدم آن ها را به زمین آورد، نیست؛ و اینکه این ها همان حکایات فرزندان صالح او (علیه السلام)و آنچه بر آنها میگذرد، میباشد؛ به ویژه کسانی که سمبل نشانه های مهمی درراه دین هستند، ماننددموزی(فرزندنیکوکار)یاگیلگمش.
«دکتر ساموئل کریمر»متوجه شباهت های فراوان مندرجات تورات با الواح سومری شد؛حتی کار به جایی کشید که وی در کتاب های خود، فصل هایی را برای بیان شباهت های موجود بین الواح گِلین سومری و تورات تنظیم کرد؛ به عنوان مثال:🔰


📚📚📚📚📚📚
فصل هفدهم (بهشت)نخستین موردی که در شباهت با تورات یافتم.
📚کریمر، از الواح سومر، ص ۲۳۹.
📚📚📚📚📚📚
ازدواج مقدس و غزل غزل های سلیمان.
📚کریمر، مراسم ازدواج مقدس، جلوه های ایمان، اسطوره و آیین نزدسومریان باستان.


سومریان از امور دقیق دین الهی شناخت و آگاهی داشتند و به آن عمل میکردند؛
از قبیل اعتقاد به رؤیا و اینکه رؤیا کلام خداوند است، #توسُّم ،و اعتقاد به اینکه خدا میتواند از طریق هر چه که برآدمی میگذرد با وی گفت و گو کند.


📚📚📚📚📚
📚توَسُّم در لغت به معنی ژرف نظری است.
در اصطلاح دینی نیز به معنای توجـه بـه نشـانه ها و دریافـت پیـام ازنشـانه ها میباشد.
در قرآن کریم نیز موارد زیادی از کلمه ی آیه یا آیات به معنی نشانه یانشانه ها استفاده شده است.
در یک مورد نیـز در قرآن به صراحت از توسم یاد شده است:
(إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّلْمُتَوَسـِّمِینَ)
همانـا در ایـن نشـانه هایی بـرای فهم کننـدگان است.
📖سوره ی حجر، آیه ی ۷۵

شارل در اساطیر بابل میگوید:🔰


📚📚📚📚📚📚
اکنون دانستیم که انسان برای خدمت گزاری خدایان آفریده شد و آنها انسان را به خاطر ناچیزترین گناهان مجازات میکنند.
بنابراین بر انسان ها است که خواسته های آسمان را با وسواس و دقت اطاعت کنند و خواسته های خدایان رابرآورده سازند.
حال چطور دانستند که چگونه بر سر این پیمان بمانند و از خشم خدایان دوری گزینند؟ و اگر خواب هایی ببینندکه خدایان به وسیله ی خواب آنچه را در ذهن دارند به آنها وحی میکنندچگونه آن را به گونه ای که رضایت خدایان را در پی داشته باشد تفسیر کنند؟
این در صورتی است که خوابی در کارباشد، اگر خوابی وجود نداشته باشد، چه میشود؟

✔️پاسخ:
به تأییدات و راهنمایی های طبیعی اعتماد میکردند و آنها نیز به حقیقت
راهنمایی شان می نمودند.
بنابراین نه فقط به تغییر و تحول ماه باید توجه کلی نشان داد، بلکه شکل و شمایل ابرها را نیز باید با دقت زیر نظر داشت.
هر حرکت و انتقال از خزنده ی زیر چمن گرفته تا سیاره های شناور در میدان ستارگان همگی به خواست واراده ی الهه چه خوب باشدو چه بد اشاره دارد، و اینجا است که هنر و علم، نبوغش را آشکار میسازد و مشخص میکندکه این خواست نیکو است یا خیر.
جادوگران میبایست دخالت میکردند و آمدن بخت فرخنده را شتاب می بخشیدند و یا نیروهای خصمانه ای که زندگی را تهدید میکردند، دفع مینمودند.
در اینجا مراد از زندگی،حیات عموم مردم نیست بلکه منظور زندگی پادشاهی است که سرنوشت کل امت به او سپرده شده است.
و این پادشاه که خدایان، عِلم را به اوسپرده اند همان طور که اشاره شدهفتمین پادشاه از حکومت پیش از طوفان بود و او بر حسب سلسله ی مراتب وراثتی، با خنوخ (ادریس) مطابقت دارد که جایگاه هفتم ازسلسله ی آدم – سلسله ی پیامبران پیش از طوفان – را به خود اختصاص
داده بود.
قابل ملاحظه است که هیچ وجه اشتراکی بین این دو اسم وجود ندارد، هرچند اعمال ورفتار آنها دقیقاً یکی است.
حق آن است که گفته شود متن تورات مربوط به هفتمین پیامبر(خنوخ)بسیار کوتاه است که گفته: «خنوخ در حالی که رابطه ی نزدیکی با خدا داشت،ناپدید شد؛زیرا خدا او را برد.» و به این ترتیب خنوخ به قهرمان بخشی از افسانه ها تبدیل شد که او را
مخترع کتابت، مؤلف اولین کتاب،پدیدآورنده ی علم ستارگان وسیارات یعنی دانش اخترشناسی
و تمام فلکیات معرفی نمود.
بنابراین واضح است و میتوانیم با فراغ بال قبول کنیم که این اسطوره ی یهودی چیزی جز نقل و یا توسعه ی اسطوره ی کلدانی که پیشتر بوده است،نمیباشد.
این اسطوره بیان میکند که سایر پادشاهان و پیامبران – نیاکان ششگانه ی خنوخ و سه جانشین او صفات مشترکی با هم داشتند که برای ما غیراز شخصیت دهم که در زمان طوفان میزیسته است، باقی فاقداهمیت می باشد.
📚ویرولو، اسطوره های بابل و کنعان، ص۲۸.


✅داستان های سومریان مانند دیگر ادیان الهی به وضوح از زندگی پس از مرگ حکایت دارد و اینکه خوبان ونیکوکاران به بهشت میروند وبدکاران به جهنم.


📚📚📚📚📚📚📚
تأکید شده است که اینها پس از مرگ زندگی خواهند کرد ولی در تاریکی مطلق، و ایشان راهیچ پاداشی نیست، مگر در صورتی که در دار دنیا رفتارخوب در پیش گرفته باشند؛ یعنی تقوا.
همان طور که برای اوتناپیشتیم )یعنی نوح ع)اتفاق افتاد یا با اجرای قوانین بین مردم همانطور که حمورابی انجام داد.
📚 ویرولو، اسطوره های بابل و کنعان، ص۳۸.