توهم بی خدایی-متن

2-تفکر (ص270تا275)

2⃣تفکّر🔰

حیوانات در تفکر و نشان دادن عکس العمل، با ما اشتراک دارند.
در این زمینه مثال های زیادی در
زندگی حیوانات وجود دارد.
شاید آشکارترین مثال، انسان واره ها و توانایی آنها در استفاده از ابزارهای سنگی و شاخه های درخت برای به دست آوردن غذایشان باشد.
شامپانزه میتواند زبان اشاره را فرا بگیرد و به وسیله ی آن به روشی هوشمندانه تعامل ورزد.
او دشمنش یا کسی که وی را می آزارد و ناراحت میکنددقیقاً میشناسد و اگر فرصتی به دست آورد، میکوشدبا او برخوردی توهین آمیز داشته باشد.
در برخی موارد آزمایشگاهی،مشخص شده که شامپانزه از قدرت تفکر، کشف مشکل و یافتن راه حلی برای آن برخوردار است.
اورانگوتان نیز میتواند تقلید کند و فرا بگیرد.


🕵‍♂آلفرد والاس
Alfred Russel Wallace
(۱۸۲۳ تا ۱۹۱۳ )زیست شناس بریتانیـایی بـود و از وی بـا عنـوان کاشـف مشترک فرآیند انتخاب طبیعی در نظریه ی تکامل یاد میشود.
وی این فرآیند را به طور مستقل از چارلز داروین کشف کرد و مقالاتش را برای داروین فرستاد.

👈🏻آلفرد راسل والاس کاشف مشترک نظریه ی تکامل میگوید:🔰
بچه ی اورانگوتان در شرایط مشابه، دقیقاً مانند بچه ی انسان رفتار میکند.


تکامل انسانواره ها به دو تیره ی جدا از هم میرسد که یکی به گوریل وشامپانزه خاتمه یافت و دیگـری بـه اورانگوتـان.
اورانگوتان در زبان مالایی به معنای (مرد جنگل) میباشد.


هوش اورانگوتان (مرد جنگل) بر کسی که با این حیوان سروکار داشته باشد، پوشیده نیست.
دو روانشناس به نام های بئاتریس و روبرت گاردنر از دانشگاه نوادا متوجه شدند که گلو و حنجره ی شامپانزه ها برای تقلید صداهای انسانی مناسب نیست.
… گاردنر و همسرش نقشه ی جالبی کشیدند:
آموزش زبان اشاره ی آمریکایی آمسلان که زبان کر و لال ها نیز نامیده میشودبه شامپانزه.
این زبان، با توجه به مهارت های فوق العاده ای که شامپانزه در به کارگیری دست و پا دارد برایش بسیار مناسب است. به علاوه این زبان تمام جنبه های مهم زبان گفتاری را نیز در
خود دارد.
🐒 … واشو (شامپانزه ی آزمایشگاهی) اولین بار با دیدن اردکی🦆 که در آب🌊 شنا میکرد،اشاره کرد: پرنده ی آبی. این عبارت راواشواختراع کرده بود.

🐒 الفا (شامپانزه ی آزمایشگاهی) که از قبل علامت های لازم برای رنگ های اصلی را میدانست، ولی هیچ میوه ی گردی غیر از سیب🍎ندیده بود، وقتی برای اولین بار تکنیسینی را در حال خوردن پرتقال🍊 دید با اشاره گفت سیب نارنجی.

🐒لوسی (شامپانزه ی آزمایشگاهی) پس از چشیدن هندوانه🍉 آن را به صورت (میوه ی نوشیدنی) توصیف کرد که در اصل معادل کلمه ی انگلیسی هندوانه است
اما بعد از آنکه برای اولین بار تربچه دهانش را سوزاند🔥، از آن پس همیشه آن را به صورت (غذای جیغ و دادِ دردناک) توصیف کرد.

🐒وقتی واشو عروسک کوچکی را که در فنجانش☕️ گذاشته شده بود، مشاهده کرد، آن را به شکل (بچه👶🏻 در نوشیدنی من) علامت داد. هر وقت واشو مبل خانه و لباس هایش👕 را کثیف میکرد، علامت کثیف را به اوآموزش میدادند. اما وی آن را به همه ی موارد استفاده ی غلط تعمیم میداد.
وقتی یک میمون خاص🐵موجب برانگیختن ناخشنودیش شد، وی
آن را به شکل (میمون کثیف، میمون کثیف، میمون کثیف)علامت داد.
گاه واشو با دادن علائمی از قبیل (جک کثیف نوشابه بده) با مربیاش شوخی میکرد.

🐒الفا یک بار مربیش را (کثافت سبز) صدا زد.

🐒 لوسی بالاخره توانسته بود فرق بین (راجر لوسی را غلغلک میدهد) و(لوسی راجر را غلغلک میدهد)راتشخیص دهد و از هر دوی این اعمال لذت وافر ببرد.

علاوه بر زبان آمسلان چندین نوع زبان اشاره ی دیگر را نیز به شامپانزه و سایر نخستی های غیرانسان آموزش میدهند.
🏢در مرکز تحقیقات ناحیه ای نخستی ها در یرک در آتلانتای جورجیا نوعی زبان رایانه ای💻 را به میمون ها🐒 آموزش میدهند که بین سرپرستها به یرکیش موسوم است.

🐒 … یک بار که الفا روی صفحه ی رایانه💻، اشکالات دستوری خود راتصحیح میکرد، در حالی که به ساختن یک جمله ی پیچیده مشغول بود، مربیش با استفاده از صفحه کلید⌨️ رایانه ی جداگانه ی خودش، با شیطنت مکرراً کلمه ای را میپرانید که هیچ هماهنگی با جمله ی الفا نداشت.
🐒الفا به صفحه ی رایانه ی🖥 مربی خود😎چشم دوخت👀، سپس روی صفحه کلید او ⌨️سرک
کشید، آن گاه جمله ای به این شکل ساخت: 👇🏻
(تیم، لطفاً از اتاق برو بیرون…)🙃

به گمان من اگر شامپانزه های ناتوان از ارتباط با دیگران میمردند، یا قادر به تولید مثل نمیبودند، ظرف چند سال تحول و پیچیدگی عمده ای در زبان شامپانزه ها اتفاق می افتاد.

اساس زبان انگلیسی مشتمل برحدود هزار لغت است و شامپانزه های ما نشان دادند که حدود ۱۰۰کلمه را فراگرفته اند.
به نظر من عجیب نیست اگر در چنین جامعه ای از شامپانزه های سخنگو ظرف چند نسل خاطرات شامپانزه ها 🐒به زبان انگلیسی یا ژاپنی منتشر شود، و عنوان آن چنین
باشد، خاطرات فلان شامپانزه، آن طور که آن را برای فلان فرد نقل کرد❗️

🔆اگر شامپانزه ها خودآگاهی دارند و قادر به تحلیل معانی میباشند، آیا آنها نیز نمیباید حقوقی را که تاکنون به عنوان حقوق بشر شناخته شده است، دارا باشند⁉️
یک شامپانزه تا چه حد باید زیرک و هوشمند باشد تا کُشتن او را بتوان خلاف و نقض قانون تلقی نمود⁉️

علاوه بر آن، چه مشخصات دیگری باید داشته باشد تا مبلغ های مذهبی آن را لایق هدایت دینی بدانند⁉️

📚ساگان، نکاتی در مورد تکامل هوش انسان.

👈🏻اخیراً در بازدید از یک آزمایشگاه بزرگ تحقیق روی انسان ریخت ها، رئیس آزمایشگاه مرا همراهی میکرد.
ما به راهرو بلندی رسیدیم که دوطرفش قفس های شامپانزه ها تا انتهای راهرو ادامه یافته بود.
در هر قفس دو تا سه شامپانزه قرار داشتند و مطمئنم که این وضعیت، تا
آنجا که به آزمایشگاه های مشابه و باغ وحش ها مربوط میشود، یک وضعیت عادی و معمول است.

در موارد دیگر نیز به همین شکل میباشد. همین که به اولین قفس نزدیک شدیم، شامپانزه های محبوس در آن دندان های خویش را نمایان کردند و با دقت وصف ناپذیر
کمان هایی از تُف را روی لباس مدیر آزمایشگاه پرتاب نمودند.
سپس جیغ های مقطع و کوتاهی
سر دادند که تا انتهای سالن انعکاس یافت و به وسیله ی سایر شامپانزه های قفس های دیگر که مطمئناً ما را ندیده بودند، تکرار و تشدید گردید.
آن گاه سالن با صدای فریادها و مشت کوبیدن و تکان دادن میله های قفسها به لرزه درآمد.
مدیر مؤسسه هشدار داد که در صورت ادامه دادن مسیر فقط خطر انداختن آب دهان نیست که مرا تهدید خواهد کرد و ما را به بازگشتن توصیه کرد. این وضعیت مرا به یاد فیلم های دهه های سی و چهل انداخت که در آن زندانیان با دیدن زندانبان مستبدشان ظروف غذا را به شدت بر میله های زندان میکوفتند.
البته این شامپانزه ها سالم هستند و به خوبی تغذیه🥪 میشوند. اگر آنها فقط حیوانند و اگر آنها چهارپایند و ناتوان از تحلیل، در این صورت مقایسه ی من یک مقایسه ی بی اساس خواهد بود، ولی این را میدانیم که شامپانزه ها قادر به تحلیل هستند. آنها نیز همچون سایر پستانداران قادر
به نشان دادن احساسات و هیجانات نیرومند خود میباشند.
… توانایی شناخت در شامپانزه ها ما
را بر آن میدارد که مرزهای موجود بین جوامع موجودات زنده با ارزش های اخلاقی ویژه را مورد سؤال قرار دهیم و امیدوارم که این بازنگری دیدگاه های اخلاقی ما شامل گروه های پست ترموجودات روی زمین و حتی موجودات سایر کرات، اگر وجود داشته باشند، نیز بشود.

📚ساگان، نکاتی در مورد تکامل هوش انسان.


✅تمام آنچه بیان شد، اگر تمام جزئیات آن را صحیح در نظر بگیریم، به هر حال به این معنی نیست که انسان فقط یک جسم حیوانی است که از پیشینیان خود تکامل یافته است.
✅اینکه حیوانات در اندیشیدن و تجرید🙏، در سطوح پایین، با ما شریک هستند، موضوعی است که دین یا حداقل اسلام آن را تأیید میکند و قرآن نیز بر آن تصریح نموده است:🔰
📖خداوند در سوره نمل آیات ۱۸ تا۲۲ میفرماید:
حَتَّى إِذَا أَتَوْا عَلَى وَادِ النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ يَا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاكِنَكُمْ لَا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ [18] تا به وادى مورچگان رسيدند. مورچه‌اى گفت: اى مورچگان، به لانه‌هاى خود برويد تا سليمان و لشكريانش شما را بى‌خبر در هم نكوبند. (18)
فَتَبَسَّمَ ضَاحِكًا مِنْ قَوْلِهَا وَقَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ [19] سليمان از سخن او لبخند زد و گفت: اى پروردگار من، مرا وادار تا سپاس نعمت تو را كه بر من و پدر و مادر من ارزانى داشته‌اى به جاى آورم و كارهاى شايسته‌اى كنم كه تو خشنود شوى، و مرا به رحمت خود در شمار بندگان شايسته‌ات درآور. (19)
وَتَفَقَّدَ الطَّيْرَ فَقَالَ مَا لِيَ لَا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ كَانَ مِنَ الْغَائِبِينَ [20] در ميان مرغان جستجو كرد و گفت: چرا هدهد را نمى‌بينم، آيا از غايب‌شدگان است؟ (20)
لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذَابًا شَدِيدًا أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطَانٍ مُبِينٍ [21] به سخت‌ترين وجهى عذابش مى‌كنم يا سرش را مى‌برم، مگر آنكه براى من دليلى روشن بياورد. (21)
فَمَكَثَ غَيْرَ بَعِيدٍ فَقَالَ أَحَطْتُ بِمَا لَمْ تُحِطْ بِهِ وَجِئْتُكَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقِينٍ [22] درنگش به درازا نكشيد. بيامد و گفت: به چيزى دست يافته‌ام كه تو دست نيافته بودى و از سبا برايت خبرى درست آورده‌ام. (22)

📖همچنین در سوره انعام آیه ۳۸ میفرماید:
وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا طَائِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثَالُكُمْ مَا فَرَّطْنَا فِي الْكِتَابِ مِنْ شَيْءٍ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ [38] هيچ جنبنده‌اى در روى زمين نيست و هيچ پرنده‌اى با بال هاى خود در هوا نمى‌پرد مگر آنكه چون شما امت هايى هستند -ما در اين كتاب هيچ چيزى را فروگذار نكرده‌ايم- و سپس همه را در نزد پروردگارشان گرد مى‌آورند. (38)

✅اگر ما تکامل را قبول داریم، قطعاً بر این باوریم که توانایی اندیشیدن در انسان با گذشت زمان و با پیشرفته شدن کمّی و کیفی مغزش، تکامل یافته و این توانایی، ویژگی خاصی است که او را کاملا ً از دیگر حیوانات جدا و ممتاز میسازد.
پیشتر این دلیل را بیان نمودم که تکاملِ ابزار هوشمندی، هدف قطعی تکاملی است که ما بر این زمین میشناسیم. سپس شرح دادیم که شتاب نسبی تکامل مغز بشر در
حدود دو میلیون سال اخیر و تبدیل آن به مغز برتر🧠، دلیلی است بر اینکه مغزهای ما به خودی خود هدفی
است برای تکامل و در هر جایی که توانستیم ثابت کنیم تکامل هدفمند است، اثبات نمودیم که در پس آن خداوندگاری وجود دارد.

✔️حال میخواهیم از مبحث ابزارهوشمندی 🧠خارج شویم و به سراغ نتیجه و دست آورد ابزار هوشمندی برویم وآن فرهنگی را که بدون هیچ شک و شبه های ما را از سایر حیوانات متمایز میسازد، مشاهده نماییم.

اکنون میخواهیم استدلالمان برای وجود خدا، با تکیه بر فرهنگی ویژه صورت پذیرد و نه از طریق تمایز انسان در توانایی او برای زندگی اجتماعی یا تفاهم و ایجاد ابزاری زبانی برای آن.
حیوانات زیادی وجود دارند که از درجات متفاوتی از زندگی اجتماعیِ سازمان یافته برخوردارند، از قبیل مورچه🐜، زنبور🐝، کفتار، شیر🦁، شامپانزه🐒 و اورانگوتان. اینها همچنین ابزارهایی زبانی برای فهم و درک یکدیگر دارند.
سطح زبان اشاره ای که زنبور 🐝به کار میگیرد، بسیار پایینتر از زبان اشاره ی مورد استفاده ی شامپانزه میباشد.

بنابراین بحث آتی ما درباره ی فرهنگ انسانی و دلالت آن بر وجود خدا، نه حول محور برخورداری از مغز 🧠یا ابزار هوشمندی است و نه در رابطه باتوانایی اندیشیدن و تحلیل، بلکه موضوع به فرهنگ خاص بشر که طیّ چند هزار سال اخیر به طور ناگهانی ظهور کرد، مربوط میشود.
دلالت این فرهنگ بر وجود خدا از آن رو است که این فرهنگ در واقع بیانگر یک سیستم اخلاقی والا برای زندگی است که میتوان آن را آشکارا در اعطای حقوق دیگران و وضع قانون برای آن مشاهده نمود.
همچنین میتوان آن را در ایثارگری واقعی که اصل و اساس آن برخودخواهی ژنتیکی و انتظار منفعت بنا نشده است، مشاهده نمود.
علاوه بر این، بنیان گذاری پایه های شناخت و زندگی والا از قبیل قوانین مجازات، خواندن و نوشتن،سیستم حسابرسی و نظایر آن نیز که در دوره ای خاص وارد زندگی بشر شده، برهمین منوال است.
ما میخواهیم بگوییم که اینها توسط آموزش بیرونی و با یک تغییر و تحول ریشه ای که در زندگی بشر اتفاق افتاده، پدیدار گشته است.

📌این متن، اعتراف صریح و آشکار دکتر داوکینز است مبنی بر اینکه این امور از طریق یادگیری فراهم میشود و حال آنکه چنین چیزی، کاملاً مغایر با شرایط زیست شناسی حیوانی است که بدن های حیوانی ما را تحت سیطره ی خود دارد:👇🏻

من از اخلاقیاتی که بر مبنای تکامل باشد جانب داری نمیکنم.
من فقط میخواهم بگویم چگونه تکامل اشیاء صورت گرفته است.

نمیخواهم بگویم ما انسانها از لحاظ اخلاقی چگونه باید رفتار کنیم.
روی این موضوع تأکید دارم، زیرا میدانم این خطر وجود دارد که افرادی، که تعدادشان هم کم نیست، منظورم را درست متوجه نشوند، کسانی که نمیتوانند بین گفته ای که باور دارند با جانب داری از آنچه واقعیت دارد،تفاوت قائل شوند.
احساس خود من این است که اگر
جامعه ی انسانی فقط بر پایه ی قانون های بی رحمانه ی ژنتیکی استوار باشد، جامعه ی بسیارناخوشایندی برای زیستن خواهد بود.
اما متأسفانه هرچه از چیزی اظهار شوربختی کنیم، در واقعیت تغییری پیدا نمیشود.
باید بگویم منظور اصلی این کتاب برانگیختن مراقبت در انسانها
میباشد.
اما اگر شما خواستید نکته ای اخلاقی از آن بیرون بکشید، آن را به صورت یک هشدار بخوانید.
بدانید اگر مثل من آرزو داریدجامعه ای بنا کنید که در آن افراد با مهربانی و تواضع درجهت خیر همگان، یاور هم باشند، نباید از طبیعت بیولوژیکی انتظار کمترین کمکی داشته
باشید.
بیایید بکوشیم مهربانی و ازخودگذشتگی را بیاموزیم، زیرا ما خودخواه زاده شده ایم.

بگذارید بفهمیم ژنهای خودخواه ما چه میکنند، زیرا در آن صورت است که لااقل این امکان به وجود می آید که برنامه هایشان را به هم بریزیم وطرحی نو دراندازیم؛ طرحی که تاکنون هیچ موجود دیگری در پِی آن نبوده است.
📚ریچارد داوکینز، کتابژن خودخواه، ص۱۳.


ما نیاز داریم که ایثار را بیاموزیم.
من این موضوع را در بخش بعدی مطرح خواهم کرد و به دنبال آن
با هم میکوشیم تا دریابیم چه کسی ایثار را به ما آموخت⁉️
یا از کجا ایثارگری واقعی را فرا گرفتیم⁉️
در حالی که اینها با ترکیبات بیولوژیک خودخواه ما که ما را به سمت خودخواهی ژنتیکی سوق میدهد، در
تضاد بی چون و چرا میباشد!


ــــــــــــــــــــــــــــــــــ